لطيف قزوينى
مقدمه 42
فوائد الطفية ( فارسى )
به صورت اطبا و امعا و اعضا و ابتدا نيز آمده بودند . در بازنويسى متن از اين ناهمسانىها پيروى نشد ؛ بدينگونه كه مثلا در اختيار گل ارمنى يا گل ارمن ، و بنكو يا بنگو و انزروت يا انذروت ، و صعتر يا سعتر همان صورت آشنا و مرسوم در نوشتارهاى معتبر طبّ ايرانى ( گل ارمنى و بنكو و انزروت و صعتر ) برگزيده شد ، و در ديگر موارد ياد شده نيز ، صورتهاى مهموز ( اطباء و امعاء و اعضاء و ابتداء ) - كه هم يادآور شيوهء قدماست و هم در دستور خطّ فارسى امروز پذيرفته شده است - به كار رفت . رسم الخطّ متن در بسيارى موارد با شيوهء امروزين اختلاف داشت ، ذوقورزىهاى آشكار كاتب نسخه در آفريدن آرايههاى بصرى در كار خوشنويسى شكسته نستعليق با كاستى يا جابجايى نقطهها ، و پيوستهنويسىهاى غريب به بهاى دشوار خوان شدن واژههاى ساده ، مصحّح را در اين گمان خويش استوار كرد كه چنين ناهمسانىهايى در رسم الخطّ ، بيشتر زيبايىشناسانهاند و چندان به ويژگىهاى ريختى و نگارشى متن در آن عصر وابسته نيستند ، ضمن آنكه متأخّر بودن متن نيز از پيچيدگى و دشوارى امانتدارى در رسم الخطّ مىكاست . بنابراين در كار تصحيح ، ناهمسانىهايى از اين دست ، به شيوهء دستور خطّ فارسى مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسى ، ويرايش سال 1386 تغيير يافت . نمونههايى از اين تغييرها بدين قراراند : - بهمرسيده : به هم رسيده - رخنمود : رخ نمود - كه آن دليلست : كه آن دليل است - بدين معنى : بدين معنى - طبيعترا : طبيعت را - ابكرمست : آب گرم است در برخى موارد نيز الگوهايى در پيوستهنويسى يا گسستهنويسى به كار رفته بود ، مانند چسبانيدن مى به بن فعل ( مانند : مىشود ، مىدانم ، مىنمايد ، نمىتواند . . . ) ، يا پيوستن اين و آن به واژهء پسين ( مانند : اين مختصر ، آن سوراخ ، انصدف ، آنخالق . . . ) ، يا گسستن باى التزامى يا نون نفى از ابتداى فعل ( مانند : بهبويانند ، بهليسانند ، نهپذيرد ) . چنين مواردى نيز برابر با دستور خطّ فارسى فرهنگستان زبان و ادب فارسى ويرايش سال 1386 بدين ترتيب تغيير داده شد : - مىشود : مىشود - اين مختصر : اين مختصر - آن سوراخ : آن سوراخ - بهبويانند : ببويانند - بهليسانند : بليسانند